رونق تولید ملی | سه‌شنبه، ۲۹ مرداد ۱۳۹۸

مدافع حرم - نمایش محتوای خبر

 

 

مدافع حرم

سرپارفتی  و برگشتی سردست چرا؟

شاخه نخل تورا بادشکسته ست چرا؟

ازکدامین سفر رو به خدامی آئی؟

در صف شیردلان بودی، جدامی آئی؟

توکه از خانه خبردارتری

سردار ازهمه سردارتری

عشق زادی قدمت بارانیست

جنس دلدادگی ات ایرانیست

توکه می رفتی من آهسته به خود میگفتم

عشق این مرد نه پایان ونه حاشا دارد

سرماندن به سرساحل مردابش نیست

دل به دریا زدنش باز تماشا دارد

*****

 

چشم هایت نگران بود که از روزنخست

بافه ی درد تورا قدرجهان بافته اند

تاروپود توکه ازنور و دلت آینه هست

جامه ی عشق تورا شیرزنان بافته اند

*****

شهر باشعله ی صد شروه و آه می سوزد

باغ درقبضه ی طوفان بلا افتادست

غیرتی نیست که درمعرکه جوشان باشد

قرعه ی فال به دیوان شما افتاده است.

 

 

شهرلبریزتب و فاصله و داغ ودریغ

کوچه تلواسه ی باران وترنم دارد

گنبد و صحن وسرا   منتظر   گام تو بود

کسی می گفت که  این خانه تورا گم دارد

*****

دلت آماده،سرآماده،رهائی بردوش

زادراه تو دراین جاده،فراهم رفتی!

شیرمردی که نفس درنفست غیرت بود

تادل معرکه ی خط مقدم رفتی

*****

ای که بادست تو درمعرکه باران بارید

چشم هایت نگران ازلبت ایمان بارید

ازحریم حرم زخمی گل ها چه خبر؟

خطر و خنجر و خون است زدلها چه خبر؟

*****

تانباشد حرم آشفته وخواب آشفته

انتظار از سوی دروازه ی ایمان می رفت

بعد دیدند که آرامش سبزآورده ست.

پیکر سرخ شهیدی که به ایران می رفت.

*****

 

شاعر: سلطانعلی جهانتیغ